محمد حسن خان اعتماد السلطنه

62

مرآة البلدان ( فارسى )

از استر و آباد . استر مخفف استاره به معنى كوكب و آباد به معنى عمارت است و اين‌كه صاحب تقويم البلدان نقل كرده كه اين شهر را استارباد هم گويند مؤيد اين قول است و استارباد همان مخفف استاره آباد است . در زمان زردشت كه عجم اجرام مضيئه را مظاهر انوار قدسيه مىشمرده‌اند و كواكب را زايد الوصف معظم مىگرفته اين شهر را بنا كرده و به اين اسم موسوم نموده‌اند و يمكن بهمن معروف به اردشير دراز دست استر را كه برادرزادهء مردخاى يهودى و دخترى صاحب جمال بود چون به حبالهء نكاح خود درآورده يهود را آزادى داده اين شهر را بنا كرده و به اسم زوجه و معشوقهء خود ناميده باشد و يحتمل اين اتفاق در بناى آستره كه ذكر آن بيايد رو داده باشد . استرومردخاى از طايفهء يهود و در زمان يكى از بخت النصرها اينها را به بابل آوردند اردشير ، استر را به زنى گرفته و نهايت به او مايل بود . شرح آن در ذيل لفظ همدان بيايد ان شاء الله تعالى . بالجمله به عقيدهء بعضى از فرنگيان ، امير تيمور گوركانى اين شهر را فتح و قتل‌عام كرد . دور اين شهر قلعه و خندق نيز دارد . عمارات سلاطين قاجار بخصوص شاه سعيد شهيد آقا محمد شاه طاب‌ثراه در استراباد موجود است . اغلب عمارات شهر از آجر است و شرافتى كه مخصوص اين شهر است و بر ساير بلاد آن را ترجيح و تقديم مىدهد اين است كه موطن شريف سلاطين و خوانين عظيم الاقتدار قاجار است . چون اسمى از اين سلاطين با تاج و نگين در ميان آمد لازم شد كه آنچه مورخين صحيح القول كه خالى از عصبيت‌اند در شرح حال و نسب زاهر و حسب فاخر اين سلسلهء ابد پيوند نگاشته‌اند بنگاريم : [ اصل و نسب ايل قاجار ] اولا شرحى در اصل اين ايل جليل و موطن اصلى ايشان ابو المعالى عبد الرزاق بيك در تاريخ مآثر سلطانى كه به نام حضرت نايب السلطنه عباس ميرزا طاب‌ثراه نوشته نگاشته است و هو هذا : ايل جليل قاجار از اجلهء اتراك جلاير و جلاير از نيرون و سابانويان از جلاير است و سرتاق پسر سابا و قاجار پسر سرتاق نويان است . در ميان اتراك قاجار سه طايفه بوده يكى از سلدوس و يكى از تنگقوت و يكى از جلاير . آن‌كه از سلدوس بوده به ايران نيامده و آن‌كه از تنگقوت است